همچو پروانه بگردند به دور يك شمع
عاشقان از رخ معشوق كه ديوانه شوند
اين همه عالم آدم به نظر ديدم و جان
آخرش قلب زديدار تو ويرانه شود
هر چه گويم همه از زمزمه ي افكارم
من كه اكنون به فداي رخ اين يار شدم
عاشقي كه همه اش زنده به ديدار تواست
اين منم كه به فداي رخ تو يار شوم
چمدان بستم و من سوي همه خاطره ها
رفتمو رفتمو من سمت ديار تو شدم
خسته او غم زده از حال خراب دنيا
محو زيباي دنياي پر از تو بشدم
خستگي ها همه رفتند و نوشتم با خود
اين چه خوب است كه من عاشق همچون تو شدم پنج ماهگی...
ما را در سایت پنج ماهگی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 43